برچسب:
نویسنده: شیوا اکبری
برچسب: تلقين,
نویسنده: شیوا اکبری
ميتونستم از ته قلبم به خدا اعتماد كنم
عجيب ترين اتفاقا برام ميفتاد
غير ممكن بودن تقريبن
از ته قلبم بهش توكل ميكردم
ميگفتم كاري كن شرمنده نشم
عجيب بهم جواب ميداد
دوسالي ميشه كه ديگه اونطوري نيست
دارم سعي ميكنم
كاش بتونم دوباره با تمام وجودم بهش ايمان داشته باشم
برچسب: ايمان,
نویسنده: شیوا اکبری
ميومدم و مينوشتم
خدايا شكرت
بازم از اين اتفاقا برام رقم بزني بازم كم نميارم از شكر گفتن
ناراحت ميشدم
ولي تا اينو ميگفتم دوباره اميد توم زنده ميشد
انگار داري بش ميگي اين اتفاق بداهم از طرف توئه من اينو ميدونم
پس شكرت
برچسب: گرفتن,
نویسنده: شیوا اکبری
ديگه نميشد حس ميكردم غير ممكنه همه چيز
ميرفتم يه گوشه و اهنگ گوش ميكردم
به اينده فكر ميكردم
نه به فردا و پس فردا
به اينده دور
اونجا شروع ميشد خيال بافي و ارزو كردن
حالم خوب ميشه
هميشه هم يادم به در كمد و كولر زل ميزدم و اهنگ گوش ميكردم
جاش گروبن هنوزم بعد از مدت ها اهنگاش همون حس جنگيدنو تو من زنده ميكنه
نميدونم چرا!براي خيليا ولي غير قابل تحمله!
برچسب: ميكردم,
نویسنده: شیوا اکبری
ولي الان به روزمرگي عادت كردم
وسواس فكري نميذاره من از چارچوب هرروزه ي زندگيم خارج شم
اگرنه به خودم ميگم حتمن اتفاق بدي ميفته
ولي اون روزا هميشه چيزاي جديدو امتحان ميكردم
خيلي لذت عجيبي داشت بعد از اينكه يه راه جديد و با موفقيت ميرفتي
برچسب: هيجان,
نویسنده: شیوا اکبری